همسايهها ياري کنند.../ خانمهاي عزيز لطفا کمي مهارتهاي زندگي بياموزيد!
وقتي آبگوشت را با گوشت كيلويي 8 هزار تومان و پياز كيلويي هزار تومان سوزانديد، وقتي همسرتان با آبگوشت تلخان خواست و از گِل لاي آن شاكي شد، وقتي دو هفته تمام دکمه سرآستينش افتاده بود و بلد نبوديد بدوزيد، وقتي با شلواري سر كار رفت كه به جاي يكي سه تا خط اتو داشت، وقتي مجبور شد از دست همسرش، پيش مادرتان(البته اگر شانس بياوريد و پيش مادر شوهرتان نرود) گلايه كند آنوقت دست به سياه و سفيد نزدن برايتان افتخار نخواهد بود.
باشگاه جواني برنا/ ليلا باقري - قديمترها زنها كه دوره سبزي و باقالي پاككردن ميگذاشتند و خانه همسايهها جمع ميشدند ذكر هنري كه از هر پنجه دخترشان ميريخت برايشان افتخار بود. دختر كه وقتي مهماني ناخوانده موقع شام يا ناهار وارد خانه ميشد سفرهاي رنگين از اين سر اتاق به آن سر اتاق پهن ميكرد(!) و چشم ِ مهمانها را به تَر و فرز خود خيره ميكرد...مادر هم ضمن تعريف و تمجيد از دخترش در تمام طول مهماني و حين پذيرايي مهمانان گوشه چشمي دختر را ميپاييد و در آشپزخانه، دستورات لازم را جهت بهبود كيفيت و كميت پذيرايي از مهمانان و بالا رفتن هنر خانهداري دختر مبذول ميكرد: "ميوه را هول هولكي تعارف نكن، بشقابهاي پر را خالي كن، نگاه به ظرف غذاي مهمانت نكن، روسريت توي چايي نرود و ..."
امروزترها هم زنها دوره ميگيرند و در خانه همديگر جمع ميشوند، شوي لباس و فال قهوه. افتخارشان هم اين است كه دخترشان در خانه پدر دست به سياه و سفيد نزده، لاي زرورق بزرگ شده و حتي نگذاشتند آب توي دلش تكان بخورد. فقط درس خوانده و خانهداري حالا حالاها برايش زود است...
هميشه ور دل مادرتان نيستيد
چيزي كه با گذشت زمان و پيشرفت مادران در ساختن زندگي مدرن و تجملي و فرزندان كريستالي و شيك كمتر ديده ميشود، آموختن مهارت زندگي به دختران و پسران جوان است.
بخشي از مهارتهاي زندگي آموختن شيوه برخورد جوانان با مشكلات مالي و طريق برقرار كردن روابط اجتماعي است كه بحثي مفصل دارد و حديثي بس طولاني. حديثي كه حكايت از اين دارد كه زوجهايي كه زمان مجردي آب توي دلشان تكان نخورده و والدين نگذاشتند آنها بويي از مصائب خانه و دردسرهاي آنان براي گذران زندگي ببرند، با مشكلات متعددي براي محكم ساختن بناي زندگي خود مواجه هستند. اما بخش ديگري از مهارتها كه در ظاهر كم اهميت و در باطن مشكل ساز است فراگيري مهارتهاي خانه داري است.
خانمها از صبح كه تلويزيون را روشن ميكنند، شاهد برنامههاي رنگارنگي هستند كه اهتمامي تام در آموزش انواع مهارتهاي زندگي دارد. از برنامه تصوير زندگي و خانواده گرفته تا به خانه برميگرديم با اجراي جناب نظري كه حاضر است با تمام خانمهاي آشپز مدعي مسابقه پخت قورمه سبزي و انواع خورشتهاي ايراني را بدهد.
اين نشان از اهميت فراگري اين مهارتها براي بانوان دارد. البته آقايان هم از اين امر مستثني نبوده و نبايد فراموش كنند كه برخي كارهاي خانه اصولا و اساسا مردانه هستند.
يك پر تلخان با آبگوشت سوخته
باور بفرماييد "دخترم دست به سياه و سفيد نزده" جملهاي است كه تنها در زمان خواستگاري مايه افتخار است و اينكه چقدر شما عزيز بابا و مامان هستيد.
وگرنه وقتي زندگي مشتركتان شروع شد، وقتي آبگوشت را با گوشت كيلويي 8 هزار تومان و پياز كيلويي هزار تومان سوزانديد، وقتي همسرتان با آبگوشت تلخان خواست و از گِل لاي آن شاكي شد، وقتي دو هفته تمام دکمه سرآستينش افتاده بود و بلد نبوديد بدوزيد، وقتي با شلواري سر كار رفت كه به جاي يكي سه تا خط اتو داشت، وقتي مجبور شد از دست همسرش، پيش مادرتان(البته اگر شانس بياوريد و پيش مادر شوهرتان نرود) گلايه كند آنوقت دست به سياه و سفيد نردن برايتان افتخار نخواهد بود.
"محسن ايماني" عضو هئت علمي دانشگاه تربيت مدرس، ضمن تاكيد بر لزوم فراگيري مهارتهاي زندگي براي جوانان در قبل از ازدواج در اين باره معتقد است:" براي انجام هر كاري فراگيري مهارتهايي لازم است و خانه داري هم از اين امر مستثني نيست. در قديم كه خانوادهها پر جمعيت بودند دختر بزرگ خانواده فرضا 7 فرزند كوچكتر از خودش را بزرگ و 7 بار مادري را تجربه كرده بود و در خانه شوهر مشكلي در امر مادري نداشت. از طرف ديگر در كارهاي خانه از آشپزي تا مهمانداري نيز نظارت داشت. اين بود كه كمكم تبديل به كدبانويي ماهر ميشد. مادر همه چيز را به او آموزش ميداد، از تناسب پذيرايي در فصول مختلف تا آداب مهمانداري و سفره آرايي. خصوصا اينكه در گذشته ماشين لباسشويي و جارو برقي و ... هم نبودهاست و اهميت اين آموزشها دو چندان ميشد. نحوه شستن لباس و ظروف با دست، جارو كردن خانه رو به خواب فرش و ... مهارتهايي ابتدايي براي يك دختر بود. اما امروزه با وجود وسايل مدرني كه امر خانهداري را آسان كرده همچنين تعداد كم فرزندان اين آموزش چنين مهارت هايي كمتر شده است."
وي با بيان اين مطلب كه چه در گذشته و چه در حال ميزان آموزش مهارتها به دختران بيشتر از پسران بودهاست، ادامهميدهد:" با اين حال حتي آموزشهاي جزئي كه به دختران و پسران داده ميشود، در ميزان موفقيتشان در زندگي موثر است."
خُب با آبگوشت دو تا لنگ هم ميآوردي!
فرزندان بايد طوري مهارتهاي زندگي را فرا گيرند كه بتوانند در هر شرايطي از پس زندگي خود برآيند. استفاده از وسايل مدرني چون مايكروفر و پلوپز برقي خوب است اما بايد توجه داشت كه در زمان قطعي برق يا زماني كه دسترسي به چنين وسايلي نيست دختر بايد كار با گاز را هم بلد باشد. ممكن است فرضا در مسافرتها يا خانه مادر شوهر وسايل مدرني يافت نشود، اين را هم به قطعي مكرر برق اضافه كنيد و زماني كه در خانه مهماني باشد.
ايماني با اشاره به موارد بالا ادامه ميدهد:" حتي ممكن است در زندگي شرايطي سخت پيش آيد كه زوج مجبور شوند وسايل مدرن خانه را بفروشند و سنتي زندگي كنند. در چنين شرايطي نداشتن مهارت در گرداندن زندگي در شرايطي كه ممكن است براي زن خانه دور از انتظار و فراتر از توانش باشد، او را پرخاشگر و ناتوان ميكند. در صورتي كه چنين شرايطي دائمي نخواهد بود با اين حال باعث بوجود آمدن اصطكاك بين زوج ميشود.
پادشاهان هم در گذشته فرزندان خود را به آموختن مهارت و كارهايي اجبار ميكردند چون معتقد بودند ممكن است هميشه بساط پادشاهي برقرار نباشد و شازدهها بايد بتوانند گليم خود را از آب بيرون بكشند."
اين كارشناس مسائل خانواده معتقد است ياد گرفتن دو مهارت براي دختران لازم است. اول كار با ابزار مدرن كه خود رهي است بس طولاني و دوم مهارتهاي خانهداري سنتي.
وي در اين باره ادامه ميدهد:" گاهي دختران در استفاده از وسايل مدرن هم مشكل دارند و ممكن است باعث عدم اعتماد به نفسشان شود.
گاهي هم وسايل مدرني خريداري مي شود كه حالت همپوشاني دارد و براي استفاده ازشان براي با يك كاربرد پول مضاعف ميپردازيم. خوب است كه دختران در اين زمنه هم مهارت صرفه جويي را فرا بگيرند."
اين كارشناس يكي از مشكلات ابتدايي در آغاز زندگي مشترك را عدم آشنايي دختران جوان با مهارتهاي اوليه زندگي عنوان كرده و ادامه ميدهد:" اولين برنجي كه زمان پختن شفته مي شود يا زمان دعوت مهمان غذا ميسوزد ممكن است باعث اصطكاك شود. خانمي مي گفت من آب آگوشت را زياد ريخته بودم. وقتي سر سفره آوردم شوهرم گفت: خوب دو تا لنگ هم ميآوردي تويش شنا ميكرديم!
خوب خانم ها اگر آشپزي را فرا بگيرند هم توي ذوق همسرشان نميخورد هم خودشان از ايرادي كه به غذا گرفته ميشود ناراحت نشده و احساس بي احترامي نميكنند. البته نبايد فراموش كرد هم بايد به نو عروسان فرصت يادگيري اين مهارت ها را داد و هم كمكشان كرد. براي دختراني كه تازه زندگي مشتركشان را شروع كردند ندانستن برخي نكتهها طبيعي است."
تو كه باز تازه عروس شدي
با درست كردن برنجي كه يك طرفش از حال رفته و طرف ديگرش جزغاله شده، نميتوان جلوي مهمان آبرو داري كرد. مهمتر از تمام اين موارد داشتن اعتماد به نفس است. با عدم كسب هر كدام از مهارتها موقعيتهايي براي زن خانه پيش خواهد آمد كه احساس عدم اعتماد به نفس و به عبارتي دست و پا چلفتي بودن خواهد كرد. تا جايي كه گاه عنوان شده است ايرادهاي مكرر اطرافيان و همسر در كارهاي خانه باعث ميشود زن حتي دست راست و چپش را هم گم كند.
ايماني با اشاره بر اينكه هيچ كدام از موارد خانه داري وظيفه زن نيست، ادامه ميدهد:" البته بايد توجه داشت كه مرد آشپز يا آبدارچي استخدام نكرده است. در عرف جامعه معمول است كه زنان اين كارها را انجام ميدهد. فراگيري اين مهارتها براي مردان هم لازم است. آنها هم بايد بتوانند به همسر خود كمك كرده تا او هم طعم زندگي را شيرينتر احساس كند. "
وي در ادامه همچنين بر لزوم فراگيري برخي مهارتها براي مردان تاكيد كرده و اضافه ميكند:" گاهي خانمها ميزان اهميت و احترام خود را در ميزان توجه شوهرشان به اجابت خواستههايشان ميدانند، فرا گرفتن مهارتهايي چون خريد با كيفيت موادي چون ميوه و شيريني و ... تعويض واشر شير آب، نصب تابلو و ساير موادي كه انجامش براي خانمها ممكن است كمي مشكل باشد."
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 12:47 توسط محمد رضا
|
سلام
بچه ها به نظر شما چرا این دخترا از خونشون فرار می کنن ؟؟
عاشق یه پسر می شن و باباشون نمی زاره بهم برسن یا آزادی یا ...........................
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


+
نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 10:49 توسط محمد رضا
|