تبليغاتX
ضد ضد ضد 2خر ها ( آنتی گرل )
دخترا آدامس بجوید بعد بیاید تو برای خونسردیتون خوبه (راستی به آرشیو سر بزنید)آنتی گیرل

روز اول که دیدمش بد جوری بهم خیره شده بود. بعدا فهمیدم که چشماش چپه و داشته پیکان ۵۷ رینگ اسپرت دو متر اون ور تر و نگاه میکرده! یه اه از ته دل کشید. بعدا فهمیدم که اه نبوده و اسم داره. بهش یواشکی لبخند زدم ولی اون قیافه جدی مردونش رو عوض نکرد. این خودداریش واسم خیلی جالب بود. بعدا فهمیدم که خودداری نبوده بلکه تا حالا تو کف پیکان ۵۷ بوده و تازه متوجه من شده!! اروم اومدم جلوش دیدم تند تند داره بهم چشمک میزنه. کارش به نظرم با مزه اومد. بعدا فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست! اومد یه چیزی بگه ولی از بس هول شده بود به تته پته افتاد. بعدا فهمیدم این بشر خدادادی هول هست و لکنت زبون داره! سرش رو از شرم انداخت پایین و گفت س س سلام. بعدا فهمیدم از شرم نبوده و میخواسته من دندون های زردش رو نبینم! بعد از یه سری اسم و فامیل بازی ازم پرسید اسم اخرین کتابی که خوندی چیه؟ گفتم ی ی  یادم نیست. گفت چه جالب نویسندش کیه؟! از این تیکه با مزش خندم گرفت. بعدا فهمیدم که تیکه نبوده و بیچاره چیزی به اسم اي كيو نداره. ازش پرسيدم دانشگاه ميري؟ گفت اره مدرسمون تو دانشگاهه! از اين شوخ طبعيش خيلي خوشم اومد. بعدا فهميدم كه اصلا هم شوخ طبع نيست و منظورش مدرسه افراد استثنايي توي دانشگاه بوده! بهش گفتم داره ديرم ميشه. گفت اگه ميشه شمارت رو بده كه بهت زنگ بزنم. من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو موبايلش. ولي هيچ وقت زنگ نزد! بعدا فهميدم كادوي تولد ۳۰ سالگيش يه موبايل اسباب بازي بوده كه همه جا با خودش ميبرده!!!

نكات مهم:۱ـ چقدر چيز ميشه بعدا فهميد!!!

۲ـ ادم منگل هم دل داره!!!

سوال هوش هفته: اين دختره چه جوري اين همه چيز رو بعدا فهميد!؟!؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 13:23  توسط   | 

سلام ... من بازم اومدم ... ولی دیگه نیومدم که ضد دختر بازی و این کارا رو بکنم ... با دخترها هم کاری ندارم ... البته چاکر داداشامون هستیم  ولی یه سوال دارم از همتون ... چرا آخر سر همتون با هم مهربون شدین ... از همه می پرسم این سوال رو ... خواهشا جواب بدین تو قسمت نظرات ... فعلا
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 17:16  توسط   | 

سلام دوستای خودم . خوبید؟؟

انشاالله که حالتون خوبه خوب باشه

آرزو میکنم که سال پر برکتی برای شما و خانواده محترمتون باشه...!

بچه ها این پست آخر منه . یعنی آخرین مطلبی هست که من مینویسم.

آره...شاید همونطور که فرشته گفت من شکست عشقی خوردم

در هر صورت ... من تو این چند وقتی که اینجا بودم دوستای فوق العاده ای پیدا کردم

امیدوارم منم دوست خوبی بوده باشم

یعنی ۱۰۰٪ بودم  بیجا میکنه کسی بگه من نبودم!

تو این مدت من بعضی هارو ناراحت کردم امیدوارم که منو ببخشید

مخصوصا سونیا و فرشته که بدجوری با هم دعوا میکردیم.

در هر صورت امیدوارم که همتون منو ببخشید

اگه بدی از ما دیدید حلال کنید دیگه.

فرشته ، سونیا ، سعید ، میلاد ، راتی و سامی جون از اشنایی با همتون خوشحال شدم

امیدوارم زندگی همیشه بر وقف مرادتون باشه

دوستتون دارم خیلی زیاد

برای آخرین بار ===> بهزاد <===

خداحافظ دوستان


+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 15:34  توسط   |